محمد تقي جعفري
9
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
در محاصرهء منظومههاى كيهانى قرار گرفته ، نقاط حركت و روز و شب و تيرماه و دىماه يكى پس از ديگرى از جلو ديدگان ما عبور ميكنند و از فردا به امروز و از امروز به ديروز مىخزند و به راه خود مىروند ، چونان علل و معلولات كه با روابط قانونى دنبال هم در جريان مىفتند و به راه خود مىروند . وقتى كه علتى به وجود آمد ، در حقيقت معلولش هم به وجود آمده است . فعاليتهاى حيات انسانها در اين كيهان بزرگ عللى است كه معلولات خود را در بردارند ، اين معلولات براى ما انسانها كه در رودخانهء ممتد زمان در حركتيم ، در دنبال علتها قرار گرفته است ، ولى با نظر به كل مجموع هستى ، همهء آن علل و معلولات در واقع تحقق يافته و براى ما تدريجا گسترش مىيابد : شيخ محمود شبسترى مىگويد : تعالى اللَّه قديمى كاو به يك دم كند آغاز و انجام دو عالم تعبير « تحدوكم » در كلام امير المؤمنين عليه السّلام ، داراى عاليترين نكته ايست كه مطلب فوق را توضيح مىدهد . حدى به معناى آوازيست كه ساربان براى شتران خود مىخواند و آنان را براى حركت مطلوب تشويق مىنمايد . دريافت روز مشاهدهء نتايج حيات مانند آواى محرك و جدى ، كاروان بشرى را كه رو به قلمرو آينده دارند ، هشدار مىدهد كه اين حركت پر تلاش و پر معنا و اسرار آميز رو به مقصد بسيار والائى است كه نمىتوانيد آن را با اصطلاحات فريبندهء « نمىبينم » و « كه رفت به دوزخ و كه آمد ز بهشت » و « استبعاد تركيب جديد استخوانهاى پوسيده » ناديده بگيريد ، زيرا دريافت اين كه « بازى به اين درازى » چنان كه گفتيم از اصيلترين دريافتهاى درونى ما است كه همراه با يك دليل علمى و فلسفى نيز مىباشد : روزگار و چرخ و انجم سر بسر بازيستى گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى ناصر خسرو